بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

مجموعه: دانستنیهای بارداری تعداد بازدید: 51
بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

 

بارداری/مصرف دارو در بارداری:

بارداری معمولا ۲۸۰ روز یا ۴۰ هفته بطول می انجامد، که بطور قراردادی از اولین روز آخرین قاعدگی شروع می شود. این دوران را می توان به سه “سه ماهه” بارداری تقسیم کرد که در هر یک وقایع خاصی اتفاق می افتد؛ سه ماهه اول از اولین هفته بارداری تا انتهای هفته ۱۳، سه ماهه دوم از هفته ۱۴ تا پایان هفته ۲۷، و سه ماهه سوم از هفته ۲۸ تا آخر هفته ۴۰ است که عمدتا در این زمان ( کمی زودتر یا دیرتر) به زایمان و تولد نوزاد ختم می شود.

هر سه ماهه مشخصات مربوط به خود را دارد؛ در سه ماهه اول ضربان قلب جنین شنیده می شود، در سه ماهه دوم اولین حرکات جنین توسط مادر احساس می شود، و در سه ماهه آخر برخی از مادران انقباضات کاذب زایمانی موسوم به برکستون- هیکز را تجربه می کنند. بعضی از آزمایشات مانند نمونه برداری از پرزهای جفتی در سه ماهه اول و آمنیوسنتز در سه ماهه دوم انجام می شوند. برخی از مسائل مانند دیابت بارداری، در سه ماهه آخر تظاهر می کنند. در این دوران عواطف و احساسات شما نیز مانند بدنتان دستخوش تغییراتی می شود و شرایط زندگی برای خانواده بتدریج آماده پذیریی از کودک آینده خواهد شد.

مصرف داروها در دوران بارداری:

داروها برحسب خطر آنها در بارداری براساس تقسیم بندی سامان غذا و داروی آمریکا( FDA) به ۵ دسته تقسیم می شود:

۱٫گروه A : داروهایی که در این دسته قرار می گیرد مطالعات شاهد دار بی خطربودن آنها را در بارداری به اثبات رسانده اند و تحقیقات انجام شده روی زنان باردار خطری را برای جنین آنها به اثبات نرسانده است. برخی ویتامینها مانند اسید فولیک در این دسته قرار می گیرند.

۲٫گروه B : در این دسته داروهایی قرار دارند که شواهدی در مورد خطرناک بودن آنها درانسان وجود ندارد. حتی اگر این داروها روی حیوانات خطری را نشان داده باشند روی انسان خطری وجود ندارد. داروهایی مانند آنتی بیوتیکهایی( مانند پنی سیلین – آموکسی سیلین- سفیکسیم – سفالکسین در این دسته قرار می گیرند.)

۳٫گروه C : در مورد داروهای این دسته ، نمی توان امکان بی خطری را کاملا رد کرد مطالعات انسانی روی این داروها انجام نشده است. و مطالعات حیوانی هم یا انجام نشده است یا اگر انجام شده است، خطری را نشان داده است. در مورد این داروها باید فواید را در برابر مضرات سنجید . و بعد آنها را برای خانمهای باردار تجویز نمود.

۴٫گروه D : این گروه شامل داروهایی است که شواهدی از بروز خطر به دنبال مصرف آن در انسان گزارش شده است. داده های به دست آمده از پژوهشها پس از به بازار آمدن این داروها بروز خطراتی را در جنین نشان داده است. در عین حال در شرایط خاصی منافع استفاده از این داروها به مضرات آن غلبه می کند و اگر بیماری خطرناک باشد و داروی کم خطرتری وجود نداشته باشد بهتر است این داروها مورد استفاده قرار گیرند.

۵٫گروه X : این داروها در بارداری به طور کلی منع مصرف دارند و مطالعات انجام شده روی انسان و حیوان نشاندهنده بروز خطرات جدی است.

 

در دوران بارداری اصولاً به جز برخی ویتامینها و مکملهای غذایی تجویز سایر داروها باید با احتیاط صورت گیرد زیرا خطر سقط جنین یا ایجاد ناهنجاریهای مادرزادی جنین وجود دارد.

 

داروهای خطرناک در دوران بارداری:

استامینوفن
آسیکلوویر
داروهای ضد تهوع (مثل اندانسترون و متو کلوپرامید)
آسپارتام
آسپرین با دوز پایین
آرام‌بخشهای ملایم (مثل مپروبامات، کلردیازپوکساید و فلوکسیتین)
پنی سیلین، سفالکسین، اریترومایسین و چند آنتی بیوتیک دیگر
زایوودین
قرص‌های ضد بارداری
ایبوپروفن (بروفن) به جز در سه‌ماههٔ آخر بارداری
برخی داروهای ضد فشار خون مانند متیل دوپا
داروهای ضد افسردگی

عوارض مصرف برخی از داروها در حاملگي :

مشتقات ويتامين A

ايزوتره تينوئين

ايزوتره تينوئين (آکوتان )يک تراتوژن عمده در انسان است.اين دارو جهت درمان آکنه مصرف شده و نوجوانان ۱۳تا ۲۰ساله که تصميمي براي باردار شدن ندارند ،ناآگاهانه آن را مصرف مي کنند .اين دارو داراي برچسب اخطاري است که نشان مي دهد دارو در پريماتهاي subhumanتراتوژن است و در طي بارداري منع مصرف دارد (دسته FDA-X).در مطالعه ۱۵۴مورد حاملگي که ايزوترهتينوئين در اوايل دوره بدو تولد ،۱۲مورد سقط خودبه خود ،۹۵
مورد سقط الکتيو و ۲۶مورد تولد نوزاد سالم نشان داده شده است .در بيماراني که بطور گذشته نگر مطالعه شدند خطر واقعي بروز آنومالي حدود ۲۵%تخمين زده شد و حدود ۲۵درصد ديگر نيز بعدها در قالب عقب ماندگي ذهني شناسايي شدند .
نوزادان دچار ناهنجاري الگوي مشخصي از آنوماليهاي کرانيوفاسيال ،قلب ،تيموس و سيستم عصبي مرکزي را داشتند .اين موارد شامل کوچکي گوش (microtia)يا فقدان گوش . کوچکي چانه .شکاف کام. نقايص قلبي. نقايص تيموس ،آنو ماليهاي شبکه يا عصب اپتيک و مالفورماسيونهاي CNSمثل هيدروسفالي است .
بر خلاف ويتامين A،ايزوتره تينوئين در بافت ذخيره نشده و تماس با دارو قبل از حاملگي خطري در برندارد ،زيرا ۱۵ روز پس از مصرف خوراکي ،دارو در سرم قابل شناسايي نيست .تره تينوئين موضعي (Retin-A)هيچ نوع خطر تراتوژنيسيته ندارد .

اترتينات

اترتينات (Tegison) در پسوريازيس مصرف دارد و ممکن است خطر تراتوژني مشابه ايزوتره تينوئين داشته باشد .گزارشهاي موردي از بروز مالفورماسيون ها بخصوص در CNSوجود دارند اما خطر قطعي آن ناشناخته است .نيمه عمر چند ماهه دارو باعث ايجاد سطوح تجمعي مي شود .لذا مصرف دارو بايد با عنايت به اين مطلب صورت گيرد که تا ۶ماه پس از مصرف دارو نبايد حاملگي رخ دهد .

ويتامين A

هيچ مدرکي وجود ندارد که ويتامين Aبه تنهايي در دوزهاي معمول ،اثرات تراتوژني داشته باشد .به علت اثرات مشابه يا ايزوتره تينوئين و اترتينات ،از مصرف دوزهاي بالاي ويتامين ( ۲۵۰۰IU/dayA <_)در طي بارداري بايد پرهيز شود .بروز ۱۸مورد نقص بدو تولد پس از مصرف ۲۵۰۰IU/dayويتامين Aيا بيشتر در حاملگي ،گزارش شده است .اگر چه يک مطالعه وجود خطر در سطوح مصرفي ۱۰۰۰۰تا ۱۵۰۰۰واحد در روز را نشان داده ،ولي اين مطلب هنوز به اثبات نرسيده است .

داروهاي ضد سرطان و سرکوب گرهاي ايمني

به نظر مي رسد متوترکسات ،به عنوان آنتا گونيست اسيد فوليک ،اثرات تراتوژني در انسان داشته باشد ،اگر چه تجربيات در اين زمينه محدودند .
زناني که در سه ماهه اول حاملگي ،متوترکسات مصرف کرده بودند صاحب نوزادان دچار آنوماليهاي متعدد مثل نقايص کرانيال و ناهنجاري هاي اندامها شدند .۷زن که در طي سه ماهه اول حاملگي با متوترکسات و ساير عوامل دارويي درمان شده بودند ۸نوزاد طبيعي به دنيا آوردند .
آزاتيوپرين (ايموران )در بيماراني که پيوند کليه شده اند و مبتلايان به SLEمصرف مي شود .هيچ مدرکي دال بر افزايش بروز آنومالي در زنان که در طي سه ماهه اول با اين دارو در مان مي شوند ،وجود ندارد.بعضي نوزادان لکوپني داشته يا براي سن حاملگي کوچک (SGA)بودند .
چهار بيمار که سيکلوسپورين Aبه عنوان سرکوبگر ايمني پس از پيوند کليه در آنها مصرف شده بود ،تحت بررسي قرار گرفتند ،در زمان تولد سطح خوني سيکوسپورين در خون بند ناف نوزادانشان ۳۴%و سطح مادري دارو ۵۷%بود .بعلاوه ،ديده شد که نوزادان متولد کشيده هيچ اثر ناخواسته اي از دارو نشان ندادند ۸نوزاد دچارناهنجاري پس از استفاده از سيکلوفسفاميد(Cytoxan)در سه ماهه اول گزارش شده اند ،اما اين نوزادان در معرض ساير داروها يا پرتويابي نيز بوده اند .وزن زمان تولد کم ممکن است با مصرف دارو پس از سه ماهه اول خمراهي کند اما اين موضوع شايد منعکس کننده وضعيت طبي زمينه اي باشد (نه مصرف دارو).
کلروکين در دوزهاي پيشگيرانه براي مالاريا ،ايمن است و هيچ افزايشي در بروز نقايص بدو تولد ۱۶۹نوزاد که هفته اي يک بار در معرض ۳۰۰mgکلروکين قرار گرفته بودند ،ديده نشده است .اما پس از فرار گيري در معرض دوزهاي بالاتر با اثر ضد التهابي (mg/day 500-250)نقايص مادرزادي مثل دو مورد پارزي کوکلئو وستيبولار ،گزارش شده است .

ضد تشنج ها

خطر بروز مالفورماسيون در فرزندان زنان مبتلا به صرع بزرگ که در طي بارداري داروهاي ضد تشنج مصرف مي کنند ،تقريباً ۲برابر جمعيت طبيعي است .خطر عمومي بروز
مالفورماسيون ۳-۲%و در زنان مصروع تحت درمان با ضد تشنج ها ،خطر بروز مالفورماسيون عمده ،بخصوص شکاف لب يا بدون شکاف کام و بيماري مادرزادي قلب ،حدود ۵%است .از آنجايي که مصرف اسيدوالپروييک و کاربامازپين با خطر ۱درصد بروز نقايص لوله عصبي و احتمالاً ساير نقايص همراه است غربالگري با سنجش سطوح آلفافيتوپروتئين در اين بيماران مناسب است .بعلاوه فرزندان زنان مبتلا به صرع با خطري در حدود ۳-۲در صد ،۵برابر جمعيت عادي از ريسک ابتلا به صرع برخوردارند .
در مورد هر دارويي که ادعا مي شود تراتوژن است ،مي شود اين مطلب را طرح کرد که آيا خود بيماري که داروي مورد نظر در درمان آن تجويز شده است ،به طريقي مي تواند آن نقص را ايجاد کند يا نه ؟نوزادان زنان مبتلا به اختلالات صرعي ، حتي اگر هيچ داروي ضد تشنج مصرف نکنند ،در معرض افزايش بروز نقايص بدو تولد قرار دارند .
علل احتمالي بروزمالفورماسيون در فرزندان زنان مصروع مصرف کننده داروهاي ضد تشنج شامل موارد زير است :خود بيماري به تنهايي ،وجود يک استعداد ژنتيکي به صرع و مالفورماسيون،تفاوتهاي ژنتيکي در متابوليسم دارو ،اثرات درمانهاي طبي و حالتهاي کمبود مثل کاهش سطح سرمي فولات در اثر مصرف دارو .فني تويين جذب فولات را کم کرده ،سطح سرمي فولات را کاهش مي دهد .اين حالت منجر به نقايص بدو تولد مي شود ،بروز مالفورماسيون را افزايش مي دهد .
تقزيباً ۱۰-۵در صد فرزندان اين زنان سندرم هيدانتويين جنيني را نشان مي دهند .اين سندرم شامل ميکروسفالي نقص رشد ،تأخير ،عقب ماندگي و ظاهر بدشکل کرانيوفاسيال است .
وجود استعداد ژنتيکي در جنين در بروز نقايص بدو تولد القا شده در اثر مصرف فني تويين به اثبات رسيده است .بسياري از داروهاي ضد تشنج متابوليت هايي دارند که معمولاً با انزيم اپوکسيدهيدرولاز حذف مي شوند .از ۱۹جنيني که از طريق آمنيوسنتز تحت مطالعه قرار گرفتند ،۴مورد فعاليت آنزيمي پايين آمنيوسيتها را نشان دادند که سبب تأثير بر جنين شده بود .۱۵جنيني که در مايع آمنيوتيک سطوح طبيعي اپوکسيد هيدرولاز داشتند ،مشخصات سندرم هيدانتويين جنين را نشان ندادند .
بطور شايع کاربامازپين به عنوان اولين قدم درماني ضد تشنج بکار مي رود .Gonesو همکاران يک سندرم جنيني کاربامازپين را مشابه آنچه با مصرف ساير داروهاي ضد تشنج مثل هيدانتويين ديده مي شود .توصيف نمودند .هر دو دارو در مسيرهاي مشابهي متابوليزه مي شوند .اين نکته احتمال اينکه متابوليت واسطه اپوکسيد عامل تراتوژن باشد ،افزايش مي دهد .اگر بيماري با مصرف يکي از داروها به خوبي کنترفل شود ،جنين او از تبديل آن دارو به ضد تشنج ديگر نفعي نمي برد .
در يک مطالعه پيگيرانه در مورد اثرات طولاني مدت قرار گيري در معرض فنوباربيتال و کاربامازپين قبل از دوره نوزادي ،نشان داده شد که آنوماليها با نوع خاصي از درمان مادر مرتبط نبودند .بعلاوه هيچ تفاوت نورولوژيک يا رفتاري بين دو گروه ديده نشد .
بعضي از زنان ممکن است بدون ارزيابي مجدد از نظر نياز به ادامه درمان دارويي ،همچنان مصرف داروهاي ضد تشنج را ادمه دهند .نشان داده شده است که اگر بيمار مبتلا به صرع ايديوپاتيک به مدت ۲سال هيچ حمله تشنجي نداشته باشد و الکتروانسفالوگرام (EEG)طبيعي باشد ،قطع دارو قبل از بارداري ايمن است .نوع تشنج ،يافته هاي EEGو سن شروع تشنج احتمال عود را پيش بيني مي کنند .اگر بيمار دارو را به صورت منظم مصرف نکند ،سطوح خوني پايين مؤيد کامپليانس ،پايين بيمار خواهد بود .اگر بيمار هيچ حمله تشنجي ندارد ،شايد نياز به مصرف دارو نيز نداشته باشد .
اطلاعات کافي در مورد مصرف داروهاي ضد تشنج جديد مثل لاموتريجين در طي حاملگي ،وجود ندارد .در ۲مورد از۴۷ نوزاد ي که در سه ماهه اول تحت رژيم درماني لاموتريجين بودند ،مالفورماسيون ديده شده است .
اکثر منابع عقيده دارند که منافع درمان ضد تشنج در طي بارداري در بيماري که براي اولين بار در طي حاملگي ويزيت مي شود ،مهمتر از خطرات قطع داروست .سطوح خوني دارو بايد براي حصول اطمينان از وجود سطوح درماني مناسب (با حداقل دوز لازم )،پايش شوند .متخصص نوزادان بايد در جريان مصرف ضد تشنج ها توسط بيمار باشد ،زيرا اين داروها مي توانند روي فاکتورهاي انعقادي وابسته به ويتامين K در نوزاد اثر کنند .بعضي مطالعات مصرف مکمل هاي خوراکي ويتامين Kدر طي ماه آخر بارداري را سودمند مي دانند .

داروهاي ضد انعقادي

مصرف وارفارين (کومادين )ممکن است chondrodysplasiaکه شبيه سندرم ژنتيکي conradi-Huneramanاست ،همراه باشد .اين سندرم مشتمل بر هيپوپلازي بيني و شواهد خوردگي (منقوط شدن )استخوان در فيلمهاي X-rayو احتمالاًابنورماليته هاي سيستم بينايي مثل آترزي دو طرفه عصب اپتيک و عقب ماندگي ذهني است .به جرات مي توان گفت که اين ابنورماليتي ها در اثر ميکروهموراژي هاي حين تکامل رخ مي دهند .حتي با مصرف دارو پس از سه ماه اول نيز ،امکان دارد که ابنورماليتي هاي سيستم بينايي و عقب ماندگي ذهني بروز کنند .هم چنين در زني که وارفارين مصرف مي کند خونريزي جنيني يا مادري گزارش شده است البته با کنترل دقيق زمان پروترومبين مي توان بروز اين مشکل را کاهش داد.
هپارين ،مولکول بزرگي با شارژمنفي است و نمي تواند از جفت عبور کند .از آنجايي که اين دارو حتي اگر در طي حاملگي مصرف شود ،هيچ اثر سويي روي جنين ندارد ،از داروي انتخابي در بيماران نيازمند به درمان ضد انعقادي است .اما بعضي شواهد بر اين مطلب دلالت دارند که درمان با دوز ۲۰۰۰۰IU/dayبراي مدت طولاني تر از ۲۰هفته همراه دمينراليزاسيون استخواني است ،و داروتنها بايد در مواقع ضروري براي مدت طولاني مصرف شود .
در بيماراني که تنها سابقه اي از بروز ترومبوز داشته اند ،نبايد خطرات مصرف کامل ضد انعقادي را پذيرفت .درمانهاي محافظه کارانه مثل پوشيدن جورابهاي الاستيک و پرهيز از نشستن يا ايستادن طولاني ،توصيه شده است .در بيماراني که پروتز دريچه قلب دارند ،درمان با دوز کامل ضد انعقادي ضروري است ،زيرا در بين ۳۵مادري که با دوز کم هپارين درمان شده اند ،ترومبوز در سه دريچه رخ داده است .وقوع ترومبوز تنها در دو دريچه کشنده است .
هپارين با وزن مولکولي کم احتمالاًسود بيشتري نسبت به هپارين استاندارد قطعه قطعه شده دارد .حتي در اين نوع هپارين ،مولکول دارو هنوز نسبتاً بزرگ است و از جفت عبور نمي کند .نيمه عمر اين ترکيب طولاني تر است و يک بار در طي روز مي توان از آن استفاده کرد .اين نوع هپارين نسبت دوز -پاسخ قابل پيشگويي تري داشته و نياز به پايش را مرتفع مي سازد .خطر وقوع ترومبوسيتوپني القا شده در اثر هپارين و خونريزي باليني در زمان وضع حمل ، با اين نوع هپارين کمتر است اما مطالعات در مورد خطر کمتر وقوع استئوپروز در مراحل مقدماتي اند .البته هزينه درماني اين دارو از هپارين استاندارد بيشتر است .

ليتيوم

در Interantional Register of Lithium Babiesنوزاد در طي سه ماهه بارداري در معرض دارو قرار کرفته و ۲۵مورد (۱۱/۵%(دچار مالفورماسيون شدند .از ۱۸مورد آنومالي قلب عروقي نشان داده شده ،۶مورد از نوع آنومالي اپشتاين بود .اما دو گزارش ديگر پيشنهاد مي کنند که احتمال وجود دارد سوگرايي (Bias)در تحقيق فوق وجود دارد و خطر آنومالي بسيار کمتر از انچه قبلاً تصور مي شده است .در يک مطالعه مورد -شاهدي روي ۵۹بيمار مبتلا به آنومالي اپشتاين نشان داده شد که تفاوتي بين ميزان قرار گيري در معرض ليتيوم در طي حاملگي با يک گروه کنترل ۱۶۸نفري از کودکان واجد نوروبلاستوما ،وجود ندارد .
در يک مطالعه گذشته نگر روي ۱۴۸زن مصرف کننده ليتيوم در سه ماهه اول ،تفاوتي بين آنوماليهاي عمده در مقايسه با گروه شاهد مشاهده نشد .در ايم مطالعه تنها يک کودک از گروه مصرف کننده ليتيوم دچار آنومالي اپشتاين و يک کودک از گروه شاهد واجد نقص سپتوم بين بطني بود .محققين چنين نتيجه گرفتند که ليتيوم يک تراتوژن جدي در انسان نيست ولي توصيه کردند که در زنان تحت درمان با ليتيوم ،سونوگرافي و اکوکارديوگرافي جنين انجام شود .در ۶۰ کودکي که مشکل نداشتند و تا ۵سالگي پيگيري شدند ،هيچ افزايشي در ابنوماليتي يا فيزيکي در مقايسه با خواهر و بردارانشان که در معرض دارو قرار نگرفته بودند ،مشاهده نشد .
به اين دليل که در طي حاملگي ،ليتيوم سريعاً دفع مي شود .سطح سرمي ليتيوم بايد پايش شود .اثرات پري ناتال ليتيوم شامل :هيپوتوني ،خواب آلودگي و تغذيه ضعيف (poor feeding)است .مشکلاتي مشابه آنچه در بالغين مصرف کننده ليتيوم ديده مي شود از جمله گواتر هيپوتيرييديسم در نوزادان نيز اتفاق مي افتد .
دو مورد پلي هيدرآمنيوس در مادران مصرف کننده ليتيوم گزارش شده است .از آنجايي که در بزرگسالان مصرف کننده ليتيوم ،ديابت بيمزه نفروژنيک گزارش شده است ،مکانيسم
احتمال بروز پلي هيدرآمنيوس نيز مي تواند ديابت بيمزه جنين باشد .پلي هيدر آمنيوس را شايد بتوان يک علامت مسموميت جنين با ليتيوم به حساب آورد .
توصيه مي شود که در زنان باردار ،درمان با ليتيوم با داروي ديگري جايگزين شود تا از قرار گرفتن جنين در معرض دارو اجتناب گردد.اما قطع ليتيوم در طي يک سال بعد با خطر عود مشکل اوليه حدود ۷۰%همراه است ،در حاليکه ميزان عود در کساني که به درمان با ليتيوم ادامه مي دهند ۲۰%است .

ضد افسردگي ها

ايمن پرامين (Tofranil)ضد افسردگي سه حلقه اي اصلي بود که ادعا مي شد با بروز نقايص قلبي -عروقي همراهي دارد ،اما تعداد بيماران مطالعه شده هنوز اندک است .از ۷۵ نوزاد که در طي سه ماهه اول ،در معرض دارو قرار گرفته بودند ،شش مورد نقص عمده مشاهده شد که سه مورد آن جزء نقايص قلبي عروقي بودند .
آمي تريپتيلين (ELavil)بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است و اکثر شواهد ميتني بر ايمن بودن آن است .در مطالعه اي که در Michigan Medicaid انجام شد ،از ۴۶۷نوزادي که در طي سه ماهه اول حاملگي در معرض دارو قرار گرفته بودند هيچ گونه افزايشي در نقايص بدو تولد ديده نشد .
فلوکستين(prozac)طور روز افزون در درمان ضد افسردگي به کار مي رود .هيچ افزايشي در خطر بروز مالفورماسيون يا اختلال تکامل زبان يا رفتار با مصرف فلوکستين گزارش نشده است .

داروهاي تيروئيد و ضد تيروئيدي ها

پروپيل تيواوراسيل (PTU) و متي مازول (Tapazole)از جفت رد مي شوند و ممکن است باعث ايجاد گواتر در جنين شوند .اما هورمونهاي T3,وT4به ميزان خيلي کم ازجفت عبور مي کنند و هيپوتيروئيدي جنيني که در اثر مصرف داروهاي ضد تيروئيد ايجاد شده است ،نمي تواند به طور مطلوب با مصرف هورمونهاي تيروئيدي توسط مادر تصحيح شود .هدف درمان ضد تيروئيدي در خلال حاملگي عبارتست از: حفظ مادر در وضعيت هيپرتيروئيد خفيف و به حداقل رساندن ميزان دارويي که به جنين مي رسد.به جهت آنکه متي مازول همراه نقايص جمجمه اي در نوزادان بوده و عوارض جانبي بيشتري دارد ،PTUداروي انتخابي است .
يد راديواکتيو مصرفي براي تخريب تيروئيد يا براي بررسي هاي تشخيصي تا ۱۲هفتگي توسط تيروييد جنين تغليظ نمي شود .لذا مصرف سهوي ۱۳۱Iيا ۱۳۲Iدر حوالي زمان عقب افتادن قاعدگي ،هيچ خطر خاصي براي تيروييد جنين ندارد.
نياز به تيروکسين در بسياري از زنان مبتلا به هيپوتيروييدي اوليه در طي حاملگي ،افزايش مي يابد که با افزايش در غلظت تيروتروپين سرم ظاهر مي شود .محتاطانه تر اين است که عملکرد تيروييد در حين بارداري پايش شود و دوزداروي تيروييد براي حفظ سطح طبيعي تيروتروپين ،تنظيم گردد.

آرامبخش ها

گزارش هاي شاخصي درباره تراتوژنيسيته ي احتمالي آرامبخش هاي مختلف از جمله مپروبامات (Miltown)و کلرديازوپوکسايد (Librium)وجود دارد ،ولي در مطالعات آينده نگر هيچ تراتوژنيسيته اي ثابت نشده است .نوعي سندرم بنزوديازپين جنيني در ۷نوزاد از ۳۶ مادري که در طي بارداري مرتباً بنزوديازپين مصرف مي کردند ،گزارش شده است وتأخير رشد ،ديس مورفيسم و ضعف عملکرد CNSدر اين نوزادان وجود داشت .اما اين ناهنجاريها با مصرف الکل و سوءمصرف مواد همراه بودند و شايد ارتباطي به مصرف بنزوديازپين نداشته اند .در بسياري موارد کلينيکي ،با تعيين نسبت سود به زيان نمي توان در مورد مصرف بنزوديازپين در طي حاملگي قضاوت کرد .مصرف ديازپام در دوران پري ناتال با هيپوترمي و تضعيف تنفس همراه است .

ضد تهوع ها

زماني که يک دارو در طي سه ماهه اول حاملگي مصرف شود ،اين خطر وجود دارد که از نظر قانوني طبيب را مسئول مالفورماسيون ظاهر شده بدانند .تهوع و استفراغ حاملگي ابتدا بايد با روش هاي درماني غير دارويي مثل مصرف بيسکويت در رختخواب در زمان بيدار شدن از خواب ،حذف قرص آهن ،خوردن وعده هاي غذايي مختصر اما مکرر و مصرف اسنک پروتئين در شب ،درمان شوند .اما در ۱۰%زنان باردار تهوع آنقدر شديد است که درمان فارماکولوژيک را طلب مي کند.

آنتي هيستامين و ضد احتقان ها

هيچ افزايش خطري در استفاده از شايع ترين آنتي هيستامين هاي مصرفي مثل کلروفنير امين وجود ندارد ولي درcollaborative perinatal projectافزايش خطر بروز مالفورماسيون پس از درمان با برم فنير امين (در ۱۰نوزاد )ديده شد ،اثري که در مورد ساير آنتي هيستامين ها ديده نشده بود .ترفنادين (Seldane)افزايشي در ريسک بروز نقايص در ۱۰۵حاملگي که با مصرف دارو توام بودند ،را نشان نداد .
بيماران بايد در مورد اين مطلب که اين داروهاتنها درمان علامتي سرماخوردگي هستند و هيچ اثري روي سير بيماري ندارند ،آموزش ببينند .ساير درمانها مثل مصرف مرطوب کننده هاي هوا ،استراحت و مايعات بايد توصيه شوند .اگر درمان طبي الزامي باشد ،ترکيب دو دارو وقتي که تنها يک دارو ضروري است نبايد بکار رود .اگر مشکل بيمار واقعاً آلرژي باشد ،تجويز يک آنتي هيستامين به تنهايي کافي است .اگر مصرف ضد احتقان ها نيز ضروري است ،اسپري موضعي بيني که دوزهاي پايين تري نسبت به درمان سيستميک ايجاد مي کند ،نتيجه بخش است .از آنجايي که اثرات دراز مدت اين اروها بخصوص در موارد مزمن شناخته شده اند .استفاده از داروهاي غير سودمند در موارد خود سرانه بايد منع شوند .

ضد دردها

به بيماران بايد در مورد استفاده از درمانهاي غير دارويي براي تسکين درد و تاراحتي در طي حاملگي ،مثل گرماي موضعي و استراحت آموزش داده شود .

آسپرين

هيچ مدرکي مبني بر تراتوژن بودن آسپرين در سه ماهه اول حاملگي در انسان وجود ندارد اما اسپرين با جلوگيري از سنتزپروستاگلاندين ها ،اثرات زيادي بر مراحل پري ناتال دارد .آسپرين قدرت انقباض پذيري رحم را کم مي کند و اگر در دوزهاي ضد درد مصرف شود ،باعث شروع تأخيري زايمان ،مدت زايمان طولاني تر و افزايش بروز حاملگي طول کشيده مي شود .
آسپرين باعث کاهش تجمع پلاکتي نيز مي شود که اين امر به نوبه خود خطر خونريزي حين زايمان و پس از زايمان را افزايش مي دهد .ضعف عملکرد پلاکتي در نوزادان ،۵روز پس از مصرف خوراکي دارو توسط مادر ،توصيف شده است .آسپرين سبب نقص دايمي سنتزپروستاگلاندين در پلاکتها مي گردد.لذا ،تنها راه براي ايجاد انعقاد کافي ،ساختن پلاکت بيشتردر مغز استخوان است .
ارگانهاي متعددي مي توانند تحت تاثير مصرف طولاني مدت اسرين قرار گيرند .پروستاگلاندين ميانجي بسته شدن
مجراي شرياني (داکتوس آرتريوزوس )در طي نوزادي است ولي هيچ مدرکي دال بر ارتباط مصرف آسپرين نزديک به زمان وضع حمل و بسته شدن داکتوس آرتريوزوس در داخل رحم وجود ندارد .

ساير داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي (NSAIDs)

هيچ شاهدي از تراتوژن بودن ساير داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي مثل ايبوپروفن (Mortin,Advil)و ناپروکسن (Naprosyn)وجود ندارد .اين داروها براي دوره هاي کوتاه مدت ،حداکثر ۴۸ساعت براي درمان دردهايي مثل دندان درد يا شکستگي مناسب هستند .مصرف مزمن اين داروها ممکن است منجر به اوليگوهيدرآمنيوس انقباص داکتوس آرتريوزوس جنين شود.

استامينوفن

هيچ مدرکي براي تراتوژن بودن استامينوفن (Tylenol Datril)وجود ندارد .سنتزپروستاگلاندين ناشي از مصرف استامينوفن قابل برگشت است و پس از دفع دارو تجمع پلاکتي طبيعي مي شود .زمان خونروش (BT)در زنان باردار مصرف کننده استامينوفن طولاني نمي شود .بر خلاف آسپرين ،اين دارو براي جنين سمي نيست .اگر به يک ضد درد يا ضد تب خفيف نياز باشد استامينوفن بر آسپرين ارجحيت دارد . ميزان جذب استامينوفن در دوزهاي معمول ،و تحويل آن به بافت ها در طي حاملگي تغيير نمي کند .
پروپوکسي فن

پريوکسي فن (Darvon)يک داروي ضد درد خفيف جايگزين ،بدون هيچ گونه اثر تراتوژن شناخته شده است .اما نبايد بطور خودسرانه مصرف شود زيرا از پتانسيل ايجاد اعتياد به نارکوتيک ها برخوردار است .در مواردي که مادران معتاد به پريوکسي فن بودند ،شواهد خطر در اواخر حاملگي ديده شد و نوزادان اين مادران در دوره نوزادي علايم محروميت از نارکوتيک ها را نشان دادند .

کدئين

در collaborative perinatal project،در ۵۶۳بيمار مصرف کننده کدئين هيچ افزايشي در خطر بروزمالفورماسيون ديده نشد .اگر کدئين در طي دوره پري ناتال زياد مصرف گردد ،مي تواند باعث اعتياد و علايم محروميت در نوزاد شود .

آنتي بيوتيک ها و عوامل ضد عفونت

از آنجاييکه بيماران حامله به عفونتهاي مخمري واژن بسيار حساس اند ،آنتي بيوتيک ها تنها زماني که انديکاسيون واضح دارند بايد مصرف شوند .در مان با عوامل ضد قارچي ممکن است پس از خاتمه درمان آنتي بيوتيک ضروري باشد.

پني سيلين ها

مشتقات پني سيلين شامل آموکسي سيلين و آمپي سيلين و همين طور اريترومايسين و سفالوسپورين ها ،در حاملگي کاملاً ايمن هستند.

سولفوناميدها

مصرف سولفوناميدها خطر خاصي ندارد ،مگر در نوزادن نارس که در آنها دارو با بيلي روبين در اتصال به آلبومين رقابت مي کند و باعث افزايش خطر هيپربيليروبينمي در نوزاد مي شود .سولفوناميدها در طي سه ماهه حاملگي داروي انتخابي نيستند ،بخصوص اگر مادر در خطر زايمان زودرس باشد .

تري متوپريم

تري متوپريم اغلب همراه سولفوناميدها در درمان عفونت هاي ادراري تجويز مي شود .دو آزمون روي ۱۳۱زن در نشان دادن هرگونه افزايش خطر در نقايص بدو تولد پس از مصرف دارو در طي سه ماهه اول ،ناکام مانده اند .اما در بررسي ۲۲۹۵ بيمار در collaborative perinatal projectمصرف تري متوپريم در سه ماهه اول با افزايش خفيف در بروز نقايص بدو تولد بخصوص انواع قلبي عروقي همراه بود .در يک مطالعه گذشته نگر نسبت اين شانس ۲/۳بود .

سولفاسالازين

سولفاسالازين در درمان کوليت اولسرو و بيماري کرون به علت جذب نسبتاً پايين فرم خوراکي آن ،مصرف مي شود ،اما
اين دارو از جفت عبور کرده و به گردش خون جنيني رسيده در خون جنين به حد غلظت سرم مادر مي رسد (البته در هر دو مورد غلظت پايين است )بروز کرن ايکتروس و يرقان شديد پس از مصرف سولفاسالازين توسط مادر گزارش شده است ،حتي زماني که دارو در هنگام وضع حمل تجويز شده باشد.

تتراسيکين ها

در ۳۹۱نوزادي که در طي سه ماهه اول در معرض تتراسيکين بودند ،هيچ اثر تراتوژني مشاهده نشد .اما تتراسيکين به ميناي دندان در حال تکامل باند شده و سبب تغيير رنگ دندان مي شود .دارو از ۲۶هفتگي حاملگي تا۵ماه پس از تولد روي دندان شيري اثر مي کند ،اما اگر از ۶ماهگي تا ۵سالگي تجويز شده باشد ،روي دندان دايمي اثر مي گذارد .داکسي سايکلين هيچ اثر تراتوژني در طي سه ماهه اول حاملگي ندارد .به اين علت که تتراسيکين در استخوان هاي در حال تکامل رسوب مي کند و مانع رشد استخوان مي شود .استفاده از داروهاي جايگزين در طي حاملگي توصيه مي شود .

نيتروفورانتوئين

هيچ موردي از نقص بدو تولد در ارتباط با مصرف نيتروفورانتويين (Macrodantin)ديده نشده است .اين دارو مي تواند سبب آنمي هموليتيک در افراد داراي کمبود گلوکز ۶فسفت دهيدروژناز شود .از آنجايي که گلبول هاي قرمز نوزاد در احياء گلوتاتيون ناکارآمد هستند ،اخطاري روي بر چسب دارو در مورد عدم مصرف آن در زمان ترم وجود دارد آنمي هموليتيک در نوزادن پس از مصرف قبل از تولد توسط مادر گزارش نشده است .

آمينو گليکوزيدها و ساير داروهاي ضد سل

در ۱۳۵نوزادي که در سه ماهه اول در معرض استرپتومايسين قرار گرفته بودند ،هيچ اثر تراتوژني مشاهده نشد .عبور دارو از جفت ثابت شده و از فرزندان مادراني که جهت درمان ضد سل ،به مدت طولاني استرپتومايسين يا کانامايسين دريافت کرده بودند ،سميت حدود ۳% تا ۱۱% گزارش شده است .اگر استفاده از اين دارو براي عفونتهاي جدي لازم باشد ،مصرف آن بايد محدود به دوره کوتاهي شود و سطوح سرمي مادر به منظور به حداقل رساندن قرار گرفتن جنين در معرض دارو ،پايش شوند .
هيچ شاهدي براي وجود هر گونه تراتوژنيسيته در مصرف ايزونيازيد ،پاراآمينوساليسيلاتها ،ريفامپين يا اتامبوتول وجود ندارد .

کينولون ها

کينولون ها (مثل سيپروفلوکساسين ،نورفلوکساسين )تمايل زيادي به بافت هاي استخواني وغضروفي دارند و ممکن است سبب بروز آرتروپاتي در کودکان شوند .اما در ۲۸نوزادي که در محيط داخل رحمي در طي سه ماهه اول در معرض دارو قرار گرفته بودند ،هيچ مالفورماسيون يا مشکل عضلاني اسکلتي ديده نشد .کارخانه هاي سازنده ،مصرف اين داروها در طي حاملگي يا کودکي را توصيه نمي کنند .

مترونيدازول

بررسيهايي که به منظور نشان دادن هر گونه افزايش در بروز نقايص مادرزادي در نوزادان مادران تحت درمان با مترونيدازول در اوايل يا اواخر حاملگي انجام شده اند ،همگي با شکست مواجه شده اند ،اخيراً طي يک متاآناليز ثابت شده که هيچ خطر تراتوژني وجود ندارد.
مترونيدازول هم چنان به عنوان مؤثرترين دارو در درمان تريکومونيازيس باقي مانده است .به علت اختلاف نظر قبلي در مورد اين دارو ،عاقلانه است مه مصرف دارو تا پس از سه ماهه اول حاملگي به تعويق انداخته شود .درمان واژينوز باکتريال با مترونيدازول و اريترومايسين باعث کاهش ميزان زايمان زودرس شده است .

آسيکلووير

آسيکلووير(Zovirax)در ۶۰۱مورد مصرف ،عامل هيچ گونه ابنورماليتي جنيني نبوده است .مرکز کنترل و پيشگيري بيماريها توصيه مي کند که زنان حامله مبتلا به عفونت منتشر مثل هرپس ،هپاتيت يا پنوموني واريسلايي مي توانند با آسيکلووير درمان شوند .

ليندان

سميت در انسان پس از مصرف موضعي محلول ۱% ليندان (Kwell)تقريباً بطور انحصاري پس از سوءمصرف و مصرف زياد از حد دارو ،مشاهده شده است .اما پس از
مصرف پوستي ليندان ،حدود ۱۰% دوز مصرفي در ادرار ظاهر مي شود .البته هيچ مدرکي براي آسيب اختصاصي سيستم تناسلي در اثر مصرف ليندان مشاهده نشده است .کارخانه سازنده توصيه مي کند که مصرف زمان حاملگي به دو دوز محدود شود. به زنان حامله بايد در مورد شامپو کردن موهاي فرزندانشان تذکر داده شود ،زيرا جذب پوستي از طريق دست مادر نيز رخ مي دهد .در طي حاملگي اغلب استفاده از درمان جايگزين براي درمان شپش توصيه مي شود .از اين جمله مي توان داروهاي pyrethrins به همراه piperonyl butoxide(Rid)وپرمترين ۱% (Nix)را براي شپش و پرمترين ۵% (eliminate) را براي گال نام برد.

بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

 

بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد

 

بارداری/چه نکاتی را باید در دوران بارداری رعایت کنیم 

وزن گیری در بارداری/چه‌قدر اضافه وزن در بارداری طبیعی است؟/وزن گیری مادر باردار

 

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “بارداری /مصرف دارو در بارداری/ تقسیم بندی داروها /داروهایی که نباید در بارداری مصرف کرد”



قالب تفریحی